کد مطلب: 171077
فرهاد نظريان ساماني
ريشه‌يابي نفوذ تفکر آمريکاگرايي در برخي مسئولان
تاریخ انتشار : 1395/09/05 15:53:13
نمایش : 388
سالهاي پس از انقلاب اسلامي را که مرور مي کنيم به گروهي از افراد بر مي خوريم که در عين حال که نظام جمهوري اسلامي را مقبول مي دانند و خود را در آن مسئول خطاب ولي خدشه تئوريک به برخي از ارزشهاي اساسي انقلاب اسلامي وارد مي‌کنند.












 

به گزارش هفت چشمه به نقل از فارس، در سالهاي اوليه انقلاب محرزترين گروهي که معتقدِ ناقص به انقلاب اسلامي بودند، ليبرال مسلکاني چون بازرگان بودکه خط وي از همان آغازين روزهاي انقلاب نيز مشخص و ملموس بود و اعتقاد به ارتباط کامل با آمريکا داشت و حتي زيرلواي آمريکا بودن را نسخه موفقيت انقلاب خطاب مي‌کرد.

به هر حال افراد شاخص زيادي را مي توان نام برد که دچار فهم و درک متضاد با واقعيت، از آمريکا بوده‌اند. ريشه نفوذ تفکر غربگرايي را در زمان مشروطه بيش از هر زمان ديگر شاهد هستيم و به گونه اي يک افراط گرايي در تفکرات، حاکم بوده است. به عنوان نمونه مي توان به سيد حسن تقي‌زاده يکي از طرفداران مشروطه اشاره کرد که نسخه پيشرفت و توسعه را پيچيد و با تقليل پيشرفت، شعار داد بايد" براي پيشرفت از سر تا پا فرنگي شويم" .

ما در نظام جمهوري اسلامي با دو گونه از اين افراد که قالباً در عرصه مسئوليتي تفکرات خود را به نمايش گذاشته اند، مواجهيم. دسته اول افرادي هستند که از ابتدا به ساکن آمريکا را دشمن نظام نمي دانند و هيبت و قدرت امريکا آنها را مرعوب و يا متحير خود کرده است. دسته دوم کساني هستند که دچار استحاله فکري –عقيدتي شده اند و پس از سالها در روند مطالعاتي و مشاهداتي خود به يکباره رويه قديم خود را کنار گذاشته و بيرق ديگري بدست گرفته اند و شعار آمريکاگرايي سر مي‌دهند.

نقطه نمايش آمريکاهراسي در سالهاي پس از جنگ را مي توان به عينه در دولت اصلاحات ملاحظه کرد. تهديد به حمله از سوي دولت جمهوري خواه امريکا، رعب گسترده اي در دل بسياري از مسئولان و دولتمردان اصلاح طلب انداخت به گونه اي که چاره کار را با ارسال نامه‌اي ذليلانه و ننگين به رئيس‌جمهور امريکا ديدند و با تمام پيام هاي مثبت و وعده هاي همکاري به آمريکا در منطقه، پيام هايي نظير متهم کردن ايران به محور شرارت را از سوي امريکا شاهد بوديم. يا در بعد ديگر، تحريم هايي که سالهاست در مورد ايران وضع شده است و از طريق اين محدوديتها، برخي از مسئولان نظام را به فکر گرايش به آمريکا و مذاکره براي حل مشکلات اقتصادي کشور انداخت و تزلزل در مقاومت در برابر چنين اهدافي، نشستن پاي ميز مذاکره با شيطان بزرگ و اميد به نتيجه برد-برد را رقم زد.

جالب ترين نکته اي هم که مي توان اقتباس کرد اين است که هيچگاه روند پيش گرفته از اين تفکرات، جواب مثبت نداده است و هميشه با بن بست ثمردهي مواجه شده  و بدعهدي هاي طرف مقابل هميشه سد راه تحقق چنين تفکراتي بوده است ولي پشتکار افراطي اهل اين تفکر براي پياده سازي اصول امريکاپرستي، جاي تعجب دارد.

اگر قدري صريح تر مرقوم شود، در برگي ديگر وقتي به آثار مکتوب تراواش شده از تفکرات برخي مسئولين نگاه مي کنيم مي بينيم که تضاد ماهوي با ارزشهاي انقلاب اسلامي و منويات حضرت امام(ره) دارند. وقتي سخنان و يا يادداشت هاي آقاي هاشمي رفسنجاني به عنوان يک مهره اساسي در پيروزي انقلاب اسلامي را مرور مي کنيم به موضوع آمريکا که مي رسيم، ترسيمي خوشبينانه از رابطه با آمريکا را مي بينيم و در يک کلام، پيشرفت کشور را منوط به قرابت با آمريکا مي‌داند و مدعي تلاش براي احقاق چنين امريست. وي در گفتگويي  با فصلنامه مطالعات بين المللي گفته است:" آمريکا قدرت برتر دنيا است. مگر اروپا با آمريکا، چين با آمريکا و روسيه با آمريکا چه تفاوتي از ديد ما دارند؟ اگر با آنها مذاکره داريم، چرا با آمريکا مذاکره نکنيم؟" و از طرفي کدخدا ناميدن امريکا از سوي رئيس جمهور کشور و اميد داشتن وافر به حل مشکلات اقتصادي کشور از طريق مذاکره با آمريکا و کشورهاي غربي و اظهارات محمدجواد ظريف وزير امور خارجه ، که در کتاب «آقاي سفير» صراحتاً مي گويد: من تلاش مي‌کنم هيچ‌گاه از واژه دشمن استفاده نکنم يا در بخشي ديگر مي گويد: ما اختلافات اساسي با آمريکا و غرب داريم، همان‌طور که تمام کشورها با يکديگر اختلافات اساسي دارند، اما اين دشمني نيست، مصاديق امروزي نفوذ تفکر امريکا گرايي در کشور است. فقدان قائل بودن به حضور دشمن در برابر نظام جمهوري اسلامي ايران يک تضاد ماهوي و نظري با اصول انقلاب اسلامي دارد.

به هر حال سوال نگارنده اين است که چه چيزي بايد در يک مسئول نظام اسلامي دچار تغيير شود که در برابر شيطان بزرگ، که دشمني تمام و کمال آن در جهت اضمحلال نظام، هويداست، اينگونه فرياد ترس و وحشت سردهد و يا از يک طرف اميد به استعانت و پيشرفت داشته باشد؟

در برابر اين سوال منظومه اي از بيانات رهبر معظم انقلاب را مي بينيم که يک گفتمان ثمرده و راهگشايي است تا هم به پاسخ صحيح دست يابيم و هم راه صحيح را چه در عرصه فردي و شخصي و چه در عرصه کلان مسئوليتي دريافت کنيم. نگارنده هم مبناي ادامه مرقومه را بر اساس استدلالهاي زيبا و پندآموز معظم له پيش مي برد، شايد اثري را در روشنفکران آمريکا گراي داخلي ايجاد کند. مهمترين بيانات معظم له پيرامون اين موضوع، حول محور سالهاي 92 تا 95 را شامل مي شود، سالهايي که برخي از مسئولان نظام، شکوفايي کشور را در گرو رابطه با آمريکا مي بينند و بر همين طبل، هنرمندانه مي کوبند و وعده هاي اميدبخش فراواني از اين بابت به جامعه داده مي شود. تصويب برجام از يک سو و عدم اجرايي شدن وعده هاي امريکايي ها در عين حال که ما تمام وعده ها را به نحو کامل انجام داديم، مهر تاييدي برتحقق عدم خوشبيني رهبر معظم انقلاب نسبت به مذاکره با آمريکا مي زند و از همين رو در اين سالها راه صحيح برخورد با نظام بين الملل و دشمن شناسي را بيش از گذشته از ايشان فرا مي گيريم.

گزاره هاي مهمي از بيانات رهبر معظم انقلاب استخراج شده است که در ادامه به آنها مي پردازيم:

بيانات در ديدار با مسئولان نظام(16/4/94)

اختلال شيطان در دستگاه محاسباتي

کار شيطان اغوا کردن است؛ اغوا يعني چه؟ يعني ايجاد اختلال در دستگاه محاسبه‌ي شما - شيطان اين است ديگر - نقطه‌ي مقابل، کارکرد تقوا است؛ سعي شيطان اين است که شما را اغوا کند، يعني دستگاه عقل را، دستگاه فطرت را، دستگاه سنجش صحيح را که در وجود انسان گذاشته شده است، از کار بيندازد؛ يعني انسان را دچار خطاي در محاسبه کند. کار تقوا نقطه‌ي مقابل است: اِن تَتَّقُوا اللهَ يَجعَل لَکُم فُرقانا،(11) تقوا به شما فرقان، يعني آگاهي براي جدا کردن حق از باطل را ميدهد. در آيه‌ي شريفه‌ي ديگر [ميفرمايد]: وَ اتَّقُوا اللهَ وَ يُعَلِّمُکُمُ الله؛(12) تقوا موجب اين است که خداي متعال دريچه‌هاي دانش را، آگاهي را، دانايي را به روي شما باز کند.

تاثير شيطان از طريق تهديد و تطميع

 تأثير شيطان در دستگاه محاسبه‌ي ما، از راه تهديد و تطميع است؛ از يک طرف ما را ميترساند: آيه‌ي شريفه‌ي قرآن در سوره‌ي مبارکه‌ي آل‌عمران [ميفرمايد]: اِنَّما ذلِکُمُ الشَّيطنُ يُخَوِّفُ اَولِيآءَهُ فَلا تَخافُوهُم وَ خافُونِ اِن کُنتُم مُؤمِنين.(آيه175) در قضيّه‌ي غزوه‌اي که بعد از اُحد اتّفاق افتاد - که آمدند شايعه کردند که دشمن آمد، پدرتان درآمد، همه چيزتان از دست رفت - پيغمبر فرمود: آن کساني که امروز در جنگ اُحد زخمي شدند، همانها شمشير بردارند و بيايند؛ اگر هيچکدامتان هم نياييد، من تنها خواهم رفت. پيغمبر اکرم راه افتاد، کساني که آن روز در اُحد زخمي شده بودند، شمشير برداشتند با پيغمبر راه افتادند رفتند و دشمن را که در نزديک مدينه - [خبر] درست بود - کمين کرده بود و قصد داشت که حمله کند به‌صورت غافلگيرکننده، تارومار کردند و برگشتند. فَانقَلَبوا بِنِعمَةٍ مِنَ اللهِ وَ فَضلٍ لَم يَمسَسهُم سوء؛(174) بعد ميفرمايد که: اِنَّما ذلِکُمُ الشَّيطنُ يُخَوِّفُ اَولياءَه.(175) يکي از کارهاي شيطان ترساندن است: اَلشَّيطنُ يَعِدُکُمُ الفَقر؛(16) شما را از فقر ميترساند - بنابر يک احتمال در معناي اين آيه‌ي شريفه - اين تهديد بود.

 از طرف ديگر تطميع است؛ از سوي ديگر وعده ميدهد شيطان، وعده‌هاي فريبنده؛ اينجا هم آيه‌ي شريفه‌ي قرآن ميفرمايد: يَعِدُهُم وَ يُمَنّيهِم وَ ما يَعِدُهُمُ الشَّيطنُ اِلّا غُرورا؛(120نسا) وعده ميدهد، آرزوها را در دل آنها بيدار ميکند، زنده ميکند، يک آينده‌ي رنگي و دروغين و خيالي مثل سراب در مقابل چشم مؤمنينِ‌به‌خود ميگذارد؛ وَ ما يَعِدُهُمُ الشَّيطنُ اِلّا غُرُورا؛(18) امّا فريب است. از يک طرف تهديد، از يک طرف تطميع؛ مثل رفتاري که امروز آمريکا دارد و قدرتهاي استکباري هميشه [دارند]؛ از يک طرف تهديد ميکنند، از يک طرف تطميع ميکنند. تطميع، فقط تطميع شخصي نيست؛ تطميع‌هاي کلّي: «چنين ميکنيم، چنان ميکنيم»؛ بعد هم نميکنند، دروغ ميگويند؛ کار شيطان اين است.

اثرات سوء ازکار افتادن دستگاه محاسباتي انسان مومن

همه‌ي اين کارهايي که شيطان انجام ميدهد - اين اغوا، اين تهديد و تطميع - براي اين است که دستگاه محاسباتيِ انسان مؤمن را از کار بيندازد تا محاسبه‌ي غلط انجام بدهد؛ وقتي دستگاه محاسباتي از کار افتاد، کار خراب ميشود. محاسبه‌ي غلط، يکي از بزرگ‌ترين خطرها است؛ گاهي حيات انسان را تهديد ميکند؛ گاهي سرنوشت انسان را تهديد ميکند؛ چون توان انسان، نيروي انسان، توانايي‌هاي انسان، تحت سرپنجه‌ي اراده‌ي او است، و اراده‌ي انسان تحت تأثير دستگاه محاسباتي او است: اگر دستگاه محاسباتي بد کار کرد، اراده‌ي انسان تصميمي ميگيرد و در جهتي ميرود که خطا است؛ آن‌وقت نيروهاي انسان، همه‌ي توانايي‌هاي انسان در اين جهتِ خطا به کار مي‌افتد؛ اين آن چيزي است که بايد مراقب آن باشيد. عرض کرديم، مراقبت در مورد شخصي که مسئوليّت ندارد به يک معنا است، مراقبت در مورد من و شما که حوزه‌ي مسئوليّتي داريم، به يک معناي ديگر است. مراقب باشيم که دستگاه محاسباتي ما به‌وسيله‌ي شيطانهاي انس و جن دچار اختلال نشود، مسائل را بد نفهميم. شيطان که فقط شيطان جنّي نيست؛ ابليس که فقط نيست؛ جَعَلنا لِکُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا شَيطينَ الاِنسِ وَ الجِنِّ يوحي بعضُهُم اِلي‌ بَعضٍ زُخرُفَ القَولِ غُرورًا؛(112انعام) شياطين انس و جن به هم کمک هم ميکنند.

تلاش نظام استکباري براي ايجاد اختلال در نظام محاسباتي

بيانات در ديدار مسئولان نظام(16/4/93)

نگذاريد دشمن در دستگاه محاسباتي شما اثر بگذارد؛ نگذاريد اغوا کند؛ نگذاريد تطميع او يا تهديد او اثر بگذارد. امروز نبرد جمهوري اسلامي با استکبار - که با انقلاب آغاز شد و همچنان با قوّت ادامه دارد - همان نبرد پيغمبران با طواغيت زمان، با شياطين انس و جن است. ما دنبال آرمانهاي بلند هستيم؛ دنبال تشکيل جامعه‌ي اسلامي، نظام اسلامي، کشور اسلامي، امّت اسلامي و تحقّق بخشيدن به آرزوهاي بزرگ پيامبران و صدّيقان و شهيدان [هستيم‌]؛ و دستگاه‌هاي شيطاني زمان يک جبهه‌اند و طبعاً با يک‌چنين حرکتي مخالفند. [بنابراين] کارشکني ميکنند، اذيت ميکنند، تهديد ميکنند؛ در عين حال با همه‌ي زرق و برقي که آن جبهه‌ي مقابل دارد و جلال ظاهري و توانايي‌هاي مادّي‌اي که دارد، اين حرکت الهي و حرکت پيامبرانه راه خودش را دارد ادامه ميدهد و پيش ميرود، اثر ميگذارد، روزبه‌روز توسعه پيدا ميکند، روزبه‌روز عمق پيدا مي‌کند.

هم در زمينه‌ي تحريم، هم در زمينه‌ي تهديد نظامي، دست دشمن خالي است: وَ لا تَهِنوا وَ لا تَحزَنوا وَ اَنتُمُ الاَعلَونَ اِن کُنتُم مُؤمِنين؛(139آل عمران) اگر ما [مؤمن باشيم‌]، دشمن در ميدان واقعي کاري نميتواند بکند. خب، حالا که کاري در ميدان واقعي نميتواند انجام بدهد و دستش از تأثيرگذاري خالي است، راه علاج دشمن چيست؟ راه علاج اين است که دستگاه محاسبه‌ي طرف مقابل را دچار اختلال کند؛ دستگاه محاسباتي من و شما را؛ اين کار را هم با تبليغات، با کار سياسي، با تماسهاي گوناگون دنبال ميکنند؛ ميدانند که جمهوري اسلامي براي رسيدن به هدفهاي خود داراي توان است؛ بايد نخواهد؛ اگر «خواست»، ميتواند؛ ميخواهند کاري کنند که نخواهد.

آنچه ما امروز در مجموعه‌ي رفتار دستگاه استکبار مشاهده ميکنيم، همين است؛ هدف ايجاد اختلال در نظام محاسباتي و دستگاه محاسباتي من و شما است. در ميدانهاي ديگر، استکبار نتوانسته است، کاري از او برنيامده است.

روزي که تجربه‌‌ها هم ديگر به درد نخواهد خورد

بيانات در ديدار دانشجويان(1/5/93)

هدف اساسى دشمن اين است که در دستگاه محاسباتى ما اختلال ايجاد بکند. دستگاه محاسباتى وقتى دچار اختلال شد، از داده‌‌هاى درست، خروجى‌‌هاى غلط به‌‌دست خواهد آورد؛ يعنى تجربه‌‌ها هم ديگر به درد او نخواهد خورد. وقتى دستگاه محاسباتى خوب کار نکرد، درست کار نکرد و محاسبه درست انجام نگرفت، تجربه‌‌ها هم ديگر به کار نمى‌‌آيد.خب، شما نگاه کنيد در کشور خود ما، برخورد غربى‌‌ها و دست‌‌اندرکاران تمدن کنونى غرب در طول اين صدسال اخير، هشتاد نود سال اخير، با کشور ما چگونه بوده. ما اين‌‌همه تجربه‌‌ى ضربه زدن از سوى غرب داريم. عده‌‌اى هستند در کشور - روشنفکران غرب‌‌گرا، غرب‌‌زده، دلباخته‌‌ى غرب - اين تجربه‌‌ها در مقابل چشم آنها است، [اما] از اين تجربه‌‌ها درس نميگيرند.

بيانات در ديدار رئيس و اعضاى مجلس خبرگان رهبرى(20/12/94)

 يکي از آماجهاي نفوذ مسئولانند؛ آماج دوّم مردمند. مسئولان آماج اين نفوذند؛ براي چه؟ هدف چيست؟ هدف اين است که محاسبات مسئولان را عوض کنند و تغيير بدهند؛ يعني مسئول جمهوري اسلامي به اين نتيجه برسد که با ملاحظه‌ي هزينه و فايده احساس کند که بايد اين اقدام را بکند، اين اقدام را نکند؛ نفوذ براي اين است به اين نتيجه برسد که فلان رابطه را قطع کند، فلان رابطه را ايجاد کند؛ نفوذ براي اين است که اين محاسبات در ذهن مسئولين عوض بشود. آن‌وقت، وقتي نتيجه اين بشود که فکر مسئولين و اراده‌ي مسئولين در مشت دشمن قرار بگيرد، ديگر لازم نيست دشمن بيايد دخالت مستقيم بکند؛ نه، مسئول کشور همان تصميمي را ميگيرد که او ميخواهد. وقتي محاسبه‌ي اين حقير عوض شد، تصميمي را ميگيرم که او ميخواهد؛ من همان کاري را که او ميخواهد مفت و مجّاني انجام ميدهم؛ گاهي بدون اينکه خودم بدانم -يعني اغلب بدون اينکه خودم بدانم- اين کار را انجام ميدهم. [بنابراين] سعي ميکنند محاسبات مسئولين را عوض کنند. پس آماج اوّل مسئولينند.

نتيجه گيري:

آنچه که مي توان دريافت کرد اين است که با اندکي تزلزل در اعتقادات معنوي، احتمال افتادن در دام شيطان افزون تر مي شود و تمسک به اعتقادات الهي و دور شدن از ارزشهاي مادي راه رهايي از شيطان است. در تفکر ليبرال دموکراسي غرب، ارزشها حول محور سود و فايده پيش مي رود و نفع و ضرر مبناي تمام ارتباطات تلقي مي شود و اين بدين معناست که اصالت سود بر محوريت ماديات قرار دارد و دستگاه محاسباتي نيز از طريق همين عوامل کار خود را پيش مي برد. سوداي جهاني شدن، بسياري از کشورها را با همين ملاک يعني سود و منفعت در خود غرق کرده است و آنچه که خروجي آن شده است، حصول يک کشوري وابسته در کليه زمينه هاست. در آن سوي قصه که ملاکِ يک نظام اسلامي بايد بر مبناي آن باشد، تفکريست که عمدتاً سکولارها از آن بي بهره اند و آن اين است که محوريت خدا، تقوا و جهان آخرت(بهشت و جهنم)، ملاک عمل ما در اين دنياست. آنچه که از دستگاه محاسبات اسلامي خارج مي شود عمدتاً بر محوريت خداست و نتيجه آن جزء عزت نخواهد بود.

اينکه امروز استدلال برخي از مسئولان بر مبناي ادبيات تئوريک غربي استوار است و علوم روابط بين الملل که ساخته و پرداخته انديسمندان ليبرال غربيست، را به عنوان ملاک عمل خود قرار داده اند، مسلماً اين همان عامليست که خطاي محسباتي را ايجاد مي‌کند و از همين مبناي اعتقادي بايد به اين برسيم که ما در برابر امريکا ناتوانيم و کليد گشايش مشکلات کشور در دستان امريکاو ايادي آن است ولي اگر نظام محسباتي ما از رهگذر دين مبين اسلام عبور کند، قطعاً ديدگاهمان طور ديگري خواهد بود. نگاه کوچک انگارانه به دشمن و خار و خفيف کردن آن و کسب هوشمندي در برابر آن و صبر و مقاومت در بر تمام مصيبت ها و سختي هاي آن ، ياري خدا را در پي خواهد داشت و سرانجام خروجي آن عزت است که پديدار مي شود و ساليان سال بر تارک تاريخ سبز و درخشان است.

انتهاي متن

 
 
 
ارسال کننده
ایمیل
متن
 
بخش های سایت
 
http://s5.picofile.com/file/8136790076/shohada.gif
http://s5.picofile.com/file/8136790076/shohada.gif

fff
پیوندها
http://haftcheshme.com/aFiles/gallery/emam3.jpg
http://haftcheshme.com/aFiles/gallery/leader.jpg
http://haftcheshme.com/aFiles/gallery/president.jpg
http://haftcheshme.com/aFiles/gallery/jahanbin.jpg
http://haftcheshme.com/aFiles/gallery/dana.jpg